امشب
باز امشب قراره کنار هم باشیم ،با هم، شانه به شانه هم ،  نفس به نفس هماز اینکه با هم هستیم خوشحالم .زندگی خیلی کوتاه تر از انتظارات ماست . دلم می خواهد توی همین روزهای که داریم در کنار هم خاطره ها
آخرین روز کاری
امروز آخرین روز کاری سال 98 هستش . من تقریباً همه کارها رو کردم و دارم می رم برای تعطیلات عید .هر چند خیلی کوتاهه و زود تمام می شه . اما مهم اینه که یک سال را پشت سر گذاشتم .امسال با همه خوبی ها و بدی
سلام شاپرکم . تولدت مبارک
شاپرک جونم یکسال دیکه با هم بزرگ شدیم .نتوانستم روز اول فروردین بیام پیشت . اما الان بهت تولدت هر جفتمون رو تبریک میگم .هر دو با هم یک سال دیگه بزرگتر شدیم .تولدمون مبارک . امیدوارم امسال هر وقت میایم پیشت تا درد و دل کنم و رازهام رو بهت بسپرم سرشار از عشق و خبرهای خوب باشه . دلم یک عالمه خبر خوب می...
از انتظار بدم میاد
انتظار خیلی بده . ازش متنفرم . خیلی دارم با خودم کلنجار میرم ، اما خسته شدم . کاشکی فکر کردن یک دکمه داشت که میشد خاموشش کرد . خسته شدم از بس که فکر کردم و به خودم امید دادم .
امروز روز اول کاری منه.
شاپرکم سلام .امروز روز اول کاری منه که از اول صبح شروع شد . اولین قدم ها را که برداشتم دعا کردم که امسال یک سال پر از آرامش ، موفقیت ، دور از هیاهو، سلامت برای من و همه باشه .دلم می خواهد امسال متفاوت
امروز با من تماس گرفت .
امروز عصر بی حوصله نشسته بودم و داشتم با موبایلم بازی میکردم که به من زنگ زد . شوکه شدم و تعجب کردم . بعد از این چند ماه اولین بار بود که تماس میگرفت . سعی میکرد گرم و صمیمی حرف بزنه. اما من حاج و واج مانده بودم . هم خوشحال بودم و هر سر در گم. اوضاع و احوال جامعه رو بهانه کرد و گفت میخواستم از حالت ...
خسته ام .
این روزا با توجه به حال و هوای جامعه ،با حس نا امنی و گرفتار شدن ، با حس اینکه میتوانی برای عزیزانت خطرناک باشی داره میگذره به سختی میگذره دیگه فکر میکنم تحملم تمام شده . از یک طرف هم تو محیط کارم درگیرم برای تصمیماتی که یکی دیگه گرفته من بازخواست میشم . اوضاع و احوال کاریم اصلا خوب نیست .از یک طرف ...
گذشت روز ها
روزها یکی پس از دیگری میان و میرن . من ماندم و بار تنهایی و غم ترد شدن . دارم تلاش می کنم که یک جوری خودم را قانع کنم و دست از خواستن بردارم . قبول کنم که همه چی تمام شده . اگر هم شروعی باشه دیگه فاید
دیگه معجزه نمی خوام
نمی دانم چرا من همیشه منتظر یک معجزه بودم . که کارم درست بشه . نمی دانم چرا همیشه دلم می خواهد یک دستی از غیب بیاد و کار من رو درست کنه .یکم که دقیقتر فکر می کنم می بینم هر چی که سرم امده و برام اتفاق
دلگیرم.
امروز صبح برای اولین بار بعد از اینکه رابطه مون قطع شد رفتم به جایی که فکر میکردم خانه عشق و امیدم بود . همیشه فکر میکردم اونجا خانه منه . اونجا عشقم جوانه زد و بزرگ شد . رشد کرد و با بزرگ شدنش ریشه د
تاریخ های فراموش نشدنی
می خواهم این تاریخ ها رو برای همیشه اینجا ثبت کنم . این تاریخ و روزها برای من مملو از عشق و نفرت ، دوست داشتن و نیاز بود .کسی رو دوست داشته باشی و بعد بفهمی که همه اش پوچ بوده یک کم سخته و برای آدم گر
میخوام برای همیشه تنها بمونم.
روزها و شبا داره میگذره . من سر خودمرو گرممیکنمو هر وقت دلم بهانه میگیره سر خودم رو به یک چیز دیگه گرممیکنم .میدانی شاپرکم انگار از تو خالی شدم . انگار پوچشدم . انگار دیگه دلم هیچی نمیخواد . حتی دیگه به بودنش هم فکر نمیکنم . به بودن هیچکس . فکر میکنم تا آخر عمرم دیگه تنهای تنها بمونم.و یا اگه بهتر ب...
لعنت به انتظار
انتظار همیشه سخت ترین کاره. توی انتظار پیر می شی . خسته می شی ، مایوس می شی .ما آدم ها هیچ وقت قدر هم رو نمی دانیم . تا زمانی که برای همیشه اون کس رو از دست بدیم .می دانی بعضی وقتا فکر میکنم خوب بودن
شاپرکم محکم بغلم کن
می دانی وقتی که یک درد زیاد داری بعد از یک مدت بی حس می شی . بی حس بی حس .دیگه نمی دانم دلم چی می خواد . فکر می کنم دیگه هیچی و هیچکس رو نمی خواهم.یعنی این روزها می گذره ؟شاپرکم محکم بغلم کن، خیلی تنهام .
کاشکی
این روزها همه چی با هم قاطی شده ، بیماری واگیر دار ، روزهای پایان سال ، کارهای نکرده ، دوری از دوستان و خانواده و از همه بدتر اینکه من هنوز عادت نکردم که بهش فکر نکنم .بعضی روزها کلافه ام و دلم می خوا
چه روزهای سختی
دارم خیلی تلاش می کنم . همه زور خودم را دارم می زنم که بالاخره بتوانم تمامش کنم . کم آوردم اما چاره ایی نیست .پافشاری بیشتر شاید دیگه معنی نداشته باشه .فقط باید بتوانم تحمل کنم .
چرا این روزها تمام نمی شه
چرا این روزها نمی گذره ؟ چرا این تلخی تمامی نداره . بس که منتظر بودم خسته شدم . خودم یک قدم بر می دارم .همیشه باید جنگید . حداقل اش اگه شکست هم بخوری می دانی تلاشت رو کردی .این مهمه که بدانی هر کاری که از دستت بر می آمده انجام دادی . منم تلاشم رو می کنم . امیدوارم نتیجه اش خوب باشه .به هر حال از این...
امشب عجبب دلم گرفته
امشب خیلی دلم گرفته . میخواستم برم بجنگم . اما توی اولین قدم شکست خوردم . درسته که میدانستم شاید اینطوری بشه .اما انتطارش ر نداشتم . دلم از دست آدم ها گرفته . کاشکی میتوانستم با کسی حرف بزنم .شاپرکم
تمام شد
دیشب همه چی تمام شد . دوستی ۲۰ ساله به آخرش رسید و چقدر تلخ و دردناک . باورش برام سخته . فکر میکردم اونم مثل من صادقه و حرفاش مثل من از ته دلش و حقیقت داره . چرا من باید انقدر ساده باشم . حالا من با این دل خسته ام چی کار کنم . وقتی خیلی راحت میگه: " ديگه نميتونم تحمل كنم ، نه ميخوام باهات حرف بزنم ،...
من قبول نمیکنم
تمامشد . اما من قبول نمیکنم . همیشه یک راهی هست . فردا بهش فکر میکنم . یک چند وقتی صبر میکنم . اما کوتاه نمیام .