امشب
◷
تاریخ انتشار: 1399/8/30 | ساعت: 1:06
باز امشب قراره کنار هم باشیم ،با هم، شانه به شانه هم ، نفس به نفس هماز اینکه با هم هستیم خوشحالم .زندگی خیلی کوتاه تر از انتظارات ماست . دلم می خواهد توی همین روزهای که داریم در کنار هم خاطره ها
آخرین روز کاری
◷
تاریخ انتشار: 1399/2/4 | ساعت: 18:14
امروز آخرین روز کاری سال 98 هستش . من تقریباً همه کارها رو کردم و دارم می رم برای تعطیلات عید .هر چند خیلی کوتاهه و زود تمام می شه . اما مهم اینه که یک سال را پشت سر گذاشتم .امسال با همه خوبی ها و بدی
سلام شاپرکم . تولدت مبارک
◷
تاریخ انتشار: 1399/2/4 | ساعت: 18:14
شاپرک جونم یکسال دیکه با هم بزرگ شدیم .نتوانستم روز اول فروردین بیام پیشت . اما الان بهت تولدت هر جفتمون رو تبریک میگم .هر دو با هم یک سال دیگه بزرگتر شدیم .تولدمون مبارک . امیدوارم امسال هر وقت میایم پیشت تا درد و دل کنم و رازهام رو بهت بسپرم سرشار از عشق و خبرهای خوب باشه . دلم یک عالمه خبر خوب می...
از انتظار بدم میاد
◷
تاریخ انتشار: 1399/2/4 | ساعت: 18:14
انتظار خیلی بده . ازش متنفرم . خیلی دارم با خودم کلنجار میرم ، اما خسته شدم . کاشکی فکر کردن یک دکمه داشت که میشد خاموشش کرد . خسته شدم از بس که فکر کردم و به خودم امید دادم .
امروز روز اول کاری منه.
◷
تاریخ انتشار: 1399/2/4 | ساعت: 18:14
شاپرکم سلام .امروز روز اول کاری منه که از اول صبح شروع شد . اولین قدم ها را که برداشتم دعا کردم که امسال یک سال پر از آرامش ، موفقیت ، دور از هیاهو، سلامت برای من و همه باشه .دلم می خواهد امسال متفاوت
امروز با من تماس گرفت .
◷
تاریخ انتشار: 1399/2/4 | ساعت: 18:14
امروز عصر بی حوصله نشسته بودم و داشتم با موبایلم بازی میکردم که به من زنگ زد . شوکه شدم و تعجب کردم . بعد از این چند ماه اولین بار بود که تماس میگرفت . سعی میکرد گرم و صمیمی حرف بزنه. اما من حاج و واج مانده بودم . هم خوشحال بودم و هر سر در گم. اوضاع و احوال جامعه رو بهانه کرد و گفت میخواستم از حالت ...
خسته ام .
◷
تاریخ انتشار: 1399/2/4 | ساعت: 18:14
این روزا با توجه به حال و هوای جامعه ،با حس نا امنی و گرفتار شدن ، با حس اینکه میتوانی برای عزیزانت خطرناک باشی داره میگذره به سختی میگذره دیگه فکر میکنم تحملم تمام شده . از یک طرف هم تو محیط کارم درگیرم برای تصمیماتی که یکی دیگه گرفته من بازخواست میشم . اوضاع و احوال کاریم اصلا خوب نیست .از یک طرف ...
گذشت روز ها
◷
تاریخ انتشار: 1398/12/23 | ساعت: 5:42
روزها یکی پس از دیگری میان و میرن . من ماندم و بار تنهایی و غم ترد شدن . دارم تلاش می کنم که یک جوری خودم را قانع کنم و دست از خواستن بردارم . قبول کنم که همه چی تمام شده . اگر هم شروعی باشه دیگه فاید
دیگه معجزه نمی خوام
◷
تاریخ انتشار: 1398/12/23 | ساعت: 5:42
نمی دانم چرا من همیشه منتظر یک معجزه بودم . که کارم درست بشه . نمی دانم چرا همیشه دلم می خواهد یک دستی از غیب بیاد و کار من رو درست کنه .یکم که دقیقتر فکر می کنم می بینم هر چی که سرم امده و برام اتفاق
دلگیرم.
◷
تاریخ انتشار: 1398/12/23 | ساعت: 5:42
امروز صبح برای اولین بار بعد از اینکه رابطه مون قطع شد رفتم به جایی که فکر میکردم خانه عشق و امیدم بود . همیشه فکر میکردم اونجا خانه منه . اونجا عشقم جوانه زد و بزرگ شد . رشد کرد و با بزرگ شدنش ریشه د
تاریخ های فراموش نشدنی
◷
تاریخ انتشار: 1398/12/23 | ساعت: 5:42
می خواهم این تاریخ ها رو برای همیشه اینجا ثبت کنم . این تاریخ و روزها برای من مملو از عشق و نفرت ، دوست داشتن و نیاز بود .کسی رو دوست داشته باشی و بعد بفهمی که همه اش پوچ بوده یک کم سخته و برای آدم گر
میخوام برای همیشه تنها بمونم.
◷
تاریخ انتشار: 1398/12/23 | ساعت: 5:42
روزها و شبا داره میگذره . من سر خودمرو گرممیکنمو هر وقت دلم بهانه میگیره سر خودم رو به یک چیز دیگه گرممیکنم .میدانی شاپرکم انگار از تو خالی شدم . انگار پوچشدم . انگار دیگه دلم هیچی نمیخواد . حتی دیگه به بودنش هم فکر نمیکنم . به بودن هیچکس . فکر میکنم تا آخر عمرم دیگه تنهای تنها بمونم.و یا اگه بهتر ب...
لعنت به انتظار
◷
تاریخ انتشار: 1398/12/23 | ساعت: 5:42
انتظار همیشه سخت ترین کاره. توی انتظار پیر می شی . خسته می شی ، مایوس می شی .ما آدم ها هیچ وقت قدر هم رو نمی دانیم . تا زمانی که برای همیشه اون کس رو از دست بدیم .می دانی بعضی وقتا فکر میکنم خوب بودن
شاپرکم محکم بغلم کن
◷
تاریخ انتشار: 1398/12/23 | ساعت: 5:42
می دانی وقتی که یک درد زیاد داری بعد از یک مدت بی حس می شی . بی حس بی حس .دیگه نمی دانم دلم چی می خواد . فکر می کنم دیگه هیچی و هیچکس رو نمی خواهم.یعنی این روزها می گذره ؟شاپرکم محکم بغلم کن، خیلی تنهام .
کاشکی
◷
تاریخ انتشار: 1398/12/23 | ساعت: 5:42
این روزها همه چی با هم قاطی شده ، بیماری واگیر دار ، روزهای پایان سال ، کارهای نکرده ، دوری از دوستان و خانواده و از همه بدتر اینکه من هنوز عادت نکردم که بهش فکر نکنم .بعضی روزها کلافه ام و دلم می خوا
چه روزهای سختی
◷
تاریخ انتشار: 1398/10/22 | ساعت: 9:41
دارم خیلی تلاش می کنم . همه زور خودم را دارم می زنم که بالاخره بتوانم تمامش کنم . کم آوردم اما چاره ایی نیست .پافشاری بیشتر شاید دیگه معنی نداشته باشه .فقط باید بتوانم تحمل کنم .
چرا این روزها تمام نمی شه
◷
تاریخ انتشار: 1398/10/5 | ساعت: 5:45
چرا این روزها نمی گذره ؟ چرا این تلخی تمامی نداره . بس که منتظر بودم خسته شدم . خودم یک قدم بر می دارم .همیشه باید جنگید . حداقل اش اگه شکست هم بخوری می دانی تلاشت رو کردی .این مهمه که بدانی هر کاری که از دستت بر می آمده انجام دادی . منم تلاشم رو می کنم . امیدوارم نتیجه اش خوب باشه .به هر حال از این...
امشب عجبب دلم گرفته
◷
تاریخ انتشار: 1398/10/5 | ساعت: 5:45
امشب خیلی دلم گرفته . میخواستم برم بجنگم . اما توی اولین قدم شکست خوردم . درسته که میدانستم شاید اینطوری بشه .اما انتطارش ر نداشتم . دلم از دست آدم ها گرفته . کاشکی میتوانستم با کسی حرف بزنم .شاپرکم
تمام شد
◷
تاریخ انتشار: 1398/10/5 | ساعت: 5:45
دیشب همه چی تمام شد . دوستی ۲۰ ساله به آخرش رسید و چقدر تلخ و دردناک . باورش برام سخته . فکر میکردم اونم مثل من صادقه و حرفاش مثل من از ته دلش و حقیقت داره . چرا من باید انقدر ساده باشم . حالا من با این دل خسته ام چی کار کنم . وقتی خیلی راحت میگه: " ديگه نميتونم تحمل كنم ، نه ميخوام باهات حرف بزنم ،...
من قبول نمیکنم
◷
تاریخ انتشار: 1398/10/5 | ساعت: 5:45
تمامشد . اما من قبول نمیکنم . همیشه یک راهی هست . فردا بهش فکر میکنم . یک چند وقتی صبر میکنم . اما کوتاه نمیام .