دلم میخواست کسی ، جایی عاشقم باشه.
من عاشق اینم که دوست داشته بشم و یکی قلبش برای من بتپه . اما فکر کنم این اتفاق هیچ وقت برای من نمی افته . هیچ وقت هیچکس عاشق من نمی شه. نوشته شده توسط Shapark در بیست و یکم فروردین ۱۴۰۳ | Adblock test (Why?)
ترس
اینکه بخوای یک تصمیم بگیری که بتوانی بقیه عمرت را سپری کنی یکم ترسناکه . من الان جایی وایستادم که احساس ترس توی کل وجودم رخنه کرده، یعنی من راه خودم را پیدا می کنم . یعنی می توانم موفق بشم .امیدوارم . بعضی وقتا باید زد توی دل ترس و جلو رفت . باید شروع کنم. البته یکم وقت لازم دارم. نوشته شده توسط Sha...
سال جدید
سلام ، سال نو . سلام زندگی جدید و تازه همیشه از روزی که شامرکم به دنیا امد ، اول فروردین حتما یک مطلب میگذاشتم و تولدش رادتبریک میگفتم ، امسال اما نمیدانمچی شد که نشد ، شاپرکم با یک روز تاخیر تولدت مبارک نوشته شده توسط Shapark در دوم فروردین ۱۴۰۳ | Adblock test (Why?)
کنده شدن یک تکه از وجودم
امروز ابتدای روز یک تیکه از وجودم کنده شده و رفت به یک کشور دیگه که بتوانن یک زندگی جدید و موفق را برای خودشون بوجود بیارن . همیشه میدانستم مهاجرت درد داره اما هیچ وقت اینطوری با خون و گوشتم حس نکرده بودم . خیلی سخت و دردناکه . از یک طرف امبدواری که زندگی جدیدشون بهتر باشه و از یک طرف حس میکنی که وج...
خداحافظی
چند وقتی هستش که به خاطر مشغله کاری نتوانستم بیام اینجا . دیگه دارم با یک فصل از زندگی ام خداحافظی می کنم و وارد روزهای جدید می شم .برای خودم هم سخته و هم دردناک و هم خوشایند . یک حس عجیبی دارم. انگار می خواهم به یک دنیای ناشناخته پا بگذارم و نمی دانم قرار منتظر چی باشم . اما امیدوارم روزهای قشنگی پ...
در حال بستن یک فصل از زندگی ام .
این روزها دارم سعی می کنم یک فصل از زندگی را به طور کامل ببندم و وارد دوره جدیدی بشم . یکم توی دلم دلشوره دارم و بعضی وقتا فکر می کنم نکنه دارم اشتباه می کنم ، شاید هنوز وقتش نشده ، باید ادامه بدم . اما از طرفی هم خودم را دلداری می دم که بسه دیگه اینهمه کار کردی ، بگذار این دوران تمام بشه ، بیا برو ...
دلم می خواهد کسی دوستم داشته باشه.
این روزها دلم عجیب گرفته ، نمی دانم باز چم شده . یک جوری انگار تمام غم دنیا روی کول منه و من دارم زیر سنگینی اش له می شم . دلم عجیب یک همدم و یک مونس می خواهد . یکی که بتوانم باهاش حرف بزنم و درد و دلم کنم ، یک دوست ، یک شانه ، یک گوش ، یک آغوش ، یک دست گرم و صمیمی . دلم می خواهد یکی دوستم داشته باش...
تنها و غمگین
چند وقتی هست که اصلا نمی دانم دارم چی کار می کنم . سرم را به کارهای مختلف گرم کردم و فعالیت های زیادی را وارد زندگی ام کردم که شاید بتوانم کمتر فکر کنم . کمتر دلتنگ بشم و کمتر از نبودن ها غصه بخورم . میخوام فقط قشنگی های زندگی را ببینم و ازش لذت ببرم . اما بعضی وقتا غصه و غم ها خودش را به راحتی می ک...
من همه را دوست دارم .
دیدید یک زمانی سعی می کنی خودت رو گول بزنی و منتظر یک معجزه می مانی . یکی رو از دست می دی ولی با خودت هی می گی نه شاید اشتباه شده باشه . شاید خبر بدن که این اتفاق نیفتاده . حال این روزهای من هم همینه . با این که می دانم همه چی تمام شده ، اما انگار منتظر معجزه هستم . نمی دانم این رو میشه جزء خصلت های...
فعالیت های جدید
چند تا فعالیت جدید برای خودم درست کردم و دارم خودم را به اونا سرگرم می کنم . می رم باشگاه و ورزش می کنم . دارم زبان می خوانم . اینطوری سعی می کنم تا اونجایی که ممکنه کمتر فکر کنم و کمتر دلتنگ بشم . شاید راه درستی نباشه . شاید من دارم فرار می کنم . اما مطمئن راه سالمی هستش . آخرش من یک بدن ورزیده خوا...
رویا یا خواب
دیشب درست توی نیمه های شب ، یک خواب خیلی زیبا و لطیف دیدم . وقتی که ساعت سه و نیم شب بیدار شدم هنوز شیرینی خوابم را حس می کردم و تمام خوابم را یادم بود . نمی دانم اسمش را باید گذاشت خواب یا رویا . اما خیلی دلنشین بود . جالب اینجا بود که من اصلا توی فکر چیزی نبودم و خیلی برام عجیب بود . امیدوارم که ا...
فقط منتظرم و به گذشت زمان نگاه می کنم
این روزها فقط کارهای عادی روزانه را می کنم و سعی می کنم به هیچ چی فکر نکنم ، دیگه کاملا بی حس شدم . دیگه حتی دلم نمی خواهد به گذشته فکر کنم. چون هر چقدر که می گذرم کمتر می توانم بفهم که چرا وجود من اینطوریه . چرا همه در اول راه خودشون را به آب و اتیش می زنن که من بهشون توجه کنم ، بعد که من بهشون توج...
از پیله در آمدن
یک چند روزی قرار از همه چی دور بشم . می خواهم بدون هیچ فکر و خیالی خودم را بسپارم به سرنوشت . می خواهم رها باشم .می دانی از اینکه دوست داشته باشم و کسی دوستم نداشته باشه خسته شدم . نمی توانم بفهمم مشکل کجاست ؟ اما خسته ام . می خواهم توی این ده روز پیش رو حسابی پوست بندازم و عوض بشم .شاید هم می خواهم...
روزهای عجیب
این روزها هیچ چیزی ننوشتم . نمیتوانم بفهمم کجای کارم دیگه بی خیال شدم . فقط میخوام این روزها بگذره. نوشته شده توسط Shapark در هفتم شهریور ۱۴۰۲ | Adblock test (Why?)
تمام شد ، اما درد دارم.
دلم نمی خواست خودم تمام کنم . از یک طرف هم دلم نمی خواست اون بگه تمام شده . بخاطر همین دیروز خودم یک نقطه گنده گذاشتم ته خط و گفتم که از نظر من این رابطه تمام شده است . وقتی که من نمی دانم کجای رابطه هستم و نمی توانم احساس یکی بودن با تو بکنم به نظر من رابطه ای وجود نداره. تمامش کردم اما خیلی درد دا...
درد نگفتن.
دارم روی خودم کار می کنم که بتوانم اتفاقات این چند ماه را پشت سر بگذارم و از روشون بگذرم . می خواهم یک کاری کنم که درد جدا شدن و تنهایی ام هر چه زودتر تمام بشه . خسته ام . خیلی خسته . کاشکی یک شانه ای بود که می توانستم سرم را بگذارم روش و یک دستی بود که منو نوازش می کرد، شاید اونطوری راحتتر می شد هم...
روزهای سال لطفا زودتر تمام بشید .
بعضی وقتا دلم می خواهد تاریخ بگذره . روزها و هفته ها پشت سر هم بیاد و بره و دلم می خواهد تابستان تمام بشه . دلم می خواهد این روزها تمام بشه . چرا زندگی انقدر تکراری شده و هیچ اتفاقی هیجان انگیزی توی زندگی من رقم نمی خوره . نوشته شده توسط Shapark در بیست و چهارم تیر ۱۴۰۲ | Adblock test (Why?)
کاشکی عاشق نشده بودم.
بازم من موندم و تنهایی خودم . بازم اشتباه کردم .و کاش می توانستم بی خیال بشم . مشکلم با خودم اینکه نمی توانم آرام بشینم . همه اش می خواهم یک جوابی بگیرم . اما خوب کسی هم نیست به من جواب بده .می خواهم صبور باشم . آدم ها چه جوری بعضی وقتا انقدر بی خیال می شن و اصلا به روی خودشون نمی یارن. کاشکی منم می...
چه کنم
با خودم فکر میکنم آخه دختر جان بی کار بودی ؟ داشتی برای خودت راحت و آسوده زندگی می کردی برای چی خودت رو توی دام عشق انداختی که بعد هی چشمت به صفحه گوشی تلفنت باشه و یا گوشت منتظر شنیدن زنگ تلفن .اخه مگه مریضی . من می خواستم امسال را با تغییرات زیادی شروع کنم اما فکر کنم یکم تند رفتم . باید دنده عقب ...