تنهایی
دارم با خودم میجنگم . یک وقتی به خودم دلگرمی میدم و یک وقت های از خودم قطع امید میکنم .اخه اینچه وضعیه . بعضی وقتا فکر میکنم که شاید واقعا تنهایی برای من بهتره . اینطوری دیگه فکر و روحم درگیر و منتظر نیست باید نقشه راه زندگی خودم را تنهایی رسم کنم . باید من بدانم توی باقی مانده مسیر زندگی ام، برای ه...
تصمیم گیری
امروز فکر کنم می خواهم تصمیم نهائی ام را بگیرم . تحمل این هم فکر و خیال و بلاتکلیفی را ندارم.اما مطمئن به 15 روز قبل بر نمیگردم . تنها تر ، غمگین تر و دلشکسته تر از قبل شدم . خوب این تاوان انتخاب های خودم هستش . نمی توانم کسی را مقصر بدانم . اما کاشکی آدم ها یاد بگیرن که زندگی دیگران را به راحتی دست...
خیال تو
بی خیال تو بودمسبک رها آزادمثل پیراهن بی گیرهروی بندمی رقصیدم در بادناگهان دستی گره زده مرا به بند خیال توو من ماندم وحجم وسیع دلتنگی و گرهی که به دستان تو باز خواهد شدکاش باد مرا می برد ... نوشته شده توسط Shapark در بیست و چهارم فروردین ۱۴۰۲ | Adblock test (Why?)
دوست دارم بنویسم
یکی از آروزهای که داشتم و دارم اینکه ، دوست دارم بنویسم ، یک داستان ، یک متن قشنگ و... دلم می خواهد بنویسم . نمی خواهم نویسندگی برم . شاید یک روز برای بچه ها کتاب نوشتم . این یکی از آرزوهای هستش که همیشه در سر دارم . نوشته شده توسط Shapark در پنجم فروردین ۱۴۰۲ | Adblock test (Why?)
رویش مجدد عشق
از دو روز پیش یک اتفاقی برام افتاد که خیلی برای خودم عجیبه. یک کسی که می شناختمش و دو سالی بود که می دیدمش بهم اعتراف کرد که عاشقم و می خواهد با من باشه . و بر عکس همه مواردی که من توی زندگی ام تجربه کردم خیلی هم عجوله و یک روزه می خواهد به آخرش برسه . برام جالبه . باید اقرار کنم منم دوستش داشتم از ...
تولد عشق
امشب اتفاق افتاد . برای شام دعوت شدم و منمپذیرفتم . شام خوبی بود و شروع قشنگی . با همه تفاوت ها ، دوستش دارم . نوشته شده توسط Shapark در نهم فروردین ۱۴۰۲ | Adblock test (Why?)
پایان سال
شاپرکم جونم سلام .یک سال دیگه هم تمام شد .سالی پر از درد و رنج و استرس و ناکامی ، به همراه روزهای شاد و بعضا اتفاق های خوب . یکسال دیگه باز من و تو بزرگتر شدیم . این روزها لصلا نمیدانم چه حسی دارم . بین زمین و هوا هستم . اما خوب این همدورانی براب خودش .توی سالی که گذست کمتر بهت سر زدم، شاید چون حال ...
شاپرک جونم
شاپرکم سلام .امروز دارم برای تو می نویسم . برای تویی که شدی سنگ صبور من . برای تو که هر وقت هر جا کم می یارم، میام پیش تو .اینجا یک گوشه امن و ساکت و قشنگ برای منه . دنیا من اینجاست . اینجا که راحت و بدون دغدغه می توانم برای خودم بنویسم و ذهنم را خالی کنم .شاپرکم . عزیزکم ، چه خوبه که هستی .این روزه...
احساس خشک شده
هیچ وقت فکر نمی کردم که اگه روزی ازم بخواهدکه با هم باشیم و برم ببینمش مخالفت کنم . اما الان بعد از پشت سر گذاشتن همه اتفاق ها ، دیگه دلم نمی خواهد باهاش وقت بگذرونم و ببینمش . فکر می کنم هیچ حرف ویا احساس مشترکی بینمون نیست .اون دلش الان همراهی منو می خواهد . اما من خوب می دانم که دیگه براش همراه خ...
تو خانه ماندن
چند روزی هستش که مریضم و توی خانه خوابیدم. نصف ساعت را خواب بودم و بقیه اش هم حالم خوب نبود که توان کاری را داشته باشم . اما از دیروز بهتر شدم یعنی تقریبا مریضی را پشت سر گذاشتم و الان توی خانه بی کار شدم . دارم با خودم فکر می کنم توی زمان بازنشستگی چی کار کنم . من که نمی توانم این همه ساعت توی خانه...
تولد
دو روز دیگه تولدشه . توی دلم یک جوری دلسرد و بی حوصله هستم که هیچ چیزی برام فرق نمی کنه .نسبت به کل زندگی بی تفاوت شدم می دانم خیلی بده اما همه اش نتیجه برخوردهایی که دیدم دیگه خسته شدم و بی خیال تلاش کردن شدم . به زور نمی شه خودت را به دیگران بچسبونی .  نوشته شده توسط Shapark در سی ام تیر ۱۴۰۱ | Ad...
شاپرکم . تولدت مبارک
شاپرک عزیزم ، تولدت, مبارک, سنگ صبور من ، گوش شنوای من ، چه خوبه که هستی . هر وقت خیلی خوشحالم یا خیلی درد دارم  میام پیش تو . عزیزکم  سال نوت مبارک . امیدوارم که امسال سال بسیار خوبی برای همه باشه .  نوشته شده توسط Shapark در یکم فروردین ۱۴۰۱ | Adblock test (Why?)
َشروع دوباره کار
امروز روز دومه که امدم سرکار . باز یک سال دیگه شروع شد و امیدوارم که سال خیلی خوبی برای همه باشه .دارم به کارهای انجام نشده سال قبل رسیدگی می کنم . یک قسمتی اش انجام شده و هنوز کلی شون مانده . نوشته شده توسط Shapark در هفتم فروردین ۱۴۰۱ | Adblock test (Why?)
آدم ها عجیبن
آدم ها عجیبن, ، فکر می کنن هر وقت هر جور تصمیم بگیرن بقیه هم باید باهاشون هماهنگ بشن . بیشتر از یک سال هستش که منو گذاشته و رفته و حالا باز فیلش یاد هندستون کرده ، با این تفاوت که اینبار می گه می دانم از دستم دلگیری ، می دانم ناراحتت کردم ، می دانم بی انصاف بودم .اما فکر می کنه این دانستن ها و اعترا...
من خیلی وقته که با تو خداحافظی کردم.
یک جایی شنیده بودم که وقتی خواب کسی را می بینی یعنی اون نفر داره به تو فکر می کنه . چند هفته است که شبا پشت سر هم خوابش را می بینم . نمی دانم چرا انقدر می یاد توی خوابم . سعی می کنم اصلا بهش فکر نکنم .  این روزها درسته که به سختی می گذره ، اما برای خودم هم جالبه که بعضی مواقع که یادش می افتم می بینم...
شب یلدا
دیشب شب یلدا بود . از سر کار رفتم خانه و قرار نبود دیشب بچه ها درو هم جمع بشن .  اما من دیروز توی یک ترافیک دو ساعته موندم . با خودم فکر کردم مردم دارن چی کار می کنن . برای چی همه با هم ریختن بیرون . بابا فرقش فقط یک دقیقه است . این چه وضعیه .بعد با خودم فکر کردم شاید آدم ها دنبال بهانه هستن که یک ش...
گذشته ها
بعضی وقتا گذشت زمان کمک میکنه که یک سری چیزها به فراموشی سپرده بشن . تقریبا یکسال از اخرین دیدارمون گذشته و شاید نزدیک چند ماه که اصلا با هم تماس نداشتیم . دیگه برعکس هر بار من اشتیاقی برای ادامه دادن ندارم و خوب تکلیف  اون هم که مشخصه ، از توی اخرین حرفاش میشد فهمید که خیلی وقته این رابطه براش تمام...
شاپرکم گوش کن
چند وقته که می خواهم بیام با شاپرکم حرف بزنم . شاپرک شده همدم من . همه ناگفته هام رو باهاش در میان می گذارم . شاپرکم گفتم که باز برگشت و خواست منو ببینه . خواست پیشش باشم و از دلتنگی هاش گفت .&nb
پائیز
بازم پائیز شد .بعضی روزها نزدیک های ظهر دلم یک عشق می خواهد که بهم زنگ بزنه بگه بیا بریم بیرون ، بعد با هم بریم توی یک رستوران دنج و خلوت ، بشینیم با هم حرف بزنیم و ناهار بخوریم در حالی که یک موسیقی آ