تنهایی
◷
تاریخ انتشار: 1402/1/25 | ساعت: 13:44
دارم با خودم میجنگم . یک وقتی به خودم دلگرمی میدم و یک وقت های از خودم قطع امید میکنم .اخه اینچه وضعیه . بعضی وقتا فکر میکنم که شاید واقعا تنهایی برای من بهتره . اینطوری دیگه فکر و روحم درگیر و منتظر نیست باید نقشه راه زندگی خودم را تنهایی رسم کنم . باید من بدانم توی باقی مانده مسیر زندگی ام، برای ه...
تصمیم گیری
◷
تاریخ انتشار: 1402/1/25 | ساعت: 13:44
امروز فکر کنم می خواهم تصمیم نهائی ام را بگیرم . تحمل این هم فکر و خیال و بلاتکلیفی را ندارم.اما مطمئن به 15 روز قبل بر نمیگردم . تنها تر ، غمگین تر و دلشکسته تر از قبل شدم . خوب این تاوان انتخاب های خودم هستش . نمی توانم کسی را مقصر بدانم . اما کاشکی آدم ها یاد بگیرن که زندگی دیگران را به راحتی دست...
خیال تو
◷
تاریخ انتشار: 1402/1/25 | ساعت: 13:44
بی خیال تو بودمسبک رها آزادمثل پیراهن بی گیرهروی بندمی رقصیدم در بادناگهان دستی گره زده مرا به بند خیال توو من ماندم وحجم وسیع دلتنگی و گرهی که به دستان تو باز خواهد شدکاش باد مرا می برد ... نوشته شده توسط Shapark در بیست و چهارم فروردین ۱۴۰۲ | Adblock test (Why?)
دوست دارم بنویسم
◷
تاریخ انتشار: 1402/1/10 | ساعت: 16:10
یکی از آروزهای که داشتم و دارم اینکه ، دوست دارم بنویسم ، یک داستان ، یک متن قشنگ و... دلم می خواهد بنویسم . نمی خواهم نویسندگی برم . شاید یک روز برای بچه ها کتاب نوشتم . این یکی از آرزوهای هستش که همیشه در سر دارم . نوشته شده توسط Shapark در پنجم فروردین ۱۴۰۲ | Adblock test (Why?)
رویش مجدد عشق
◷
تاریخ انتشار: 1402/1/10 | ساعت: 16:10
از دو روز پیش یک اتفاقی برام افتاد که خیلی برای خودم عجیبه. یک کسی که می شناختمش و دو سالی بود که می دیدمش بهم اعتراف کرد که عاشقم و می خواهد با من باشه . و بر عکس همه مواردی که من توی زندگی ام تجربه کردم خیلی هم عجوله و یک روزه می خواهد به آخرش برسه . برام جالبه . باید اقرار کنم منم دوستش داشتم از ...
تولد عشق
◷
تاریخ انتشار: 1402/1/10 | ساعت: 16:10
امشب اتفاق افتاد . برای شام دعوت شدم و منمپذیرفتم . شام خوبی بود و شروع قشنگی . با همه تفاوت ها ، دوستش دارم . نوشته شده توسط Shapark در نهم فروردین ۱۴۰۲ | Adblock test (Why?)
پایان سال
◷
تاریخ انتشار: 1402/1/3 | ساعت: 11:34
شاپرکم جونم سلام .یک سال دیگه هم تمام شد .سالی پر از درد و رنج و استرس و ناکامی ، به همراه روزهای شاد و بعضا اتفاق های خوب . یکسال دیگه باز من و تو بزرگتر شدیم . این روزها لصلا نمیدانم چه حسی دارم . بین زمین و هوا هستم . اما خوب این همدورانی براب خودش .توی سالی که گذست کمتر بهت سر زدم، شاید چون حال ...
روز اول سال
◷
تاریخ انتشار: 1402/1/3 | ساعت: 11:34
امروز روز اول سال نوست . فقط دارممینویسم تا دوباره بیام ادیتش کنم
شاپرک جونم
◷
تاریخ انتشار: 1401/11/1 | ساعت: 13:48
شاپرکم سلام .امروز دارم برای تو می نویسم . برای تویی که شدی سنگ صبور من . برای تو که هر وقت هر جا کم می یارم، میام پیش تو .اینجا یک گوشه امن و ساکت و قشنگ برای منه . دنیا من اینجاست . اینجا که راحت و بدون دغدغه می توانم برای خودم بنویسم و ذهنم را خالی کنم .شاپرکم . عزیزکم ، چه خوبه که هستی .این روزه...
احساس خشک شده
◷
تاریخ انتشار: 1401/7/7 | ساعت: 15:50
هیچ وقت فکر نمی کردم که اگه روزی ازم بخواهدکه با هم باشیم و برم ببینمش مخالفت کنم . اما الان بعد از پشت سر گذاشتن همه اتفاق ها ، دیگه دلم نمی خواهد باهاش وقت بگذرونم و ببینمش . فکر می کنم هیچ حرف ویا احساس مشترکی بینمون نیست .اون دلش الان همراهی منو می خواهد . اما من خوب می دانم که دیگه براش همراه خ...
تو خانه ماندن
◷
تاریخ انتشار: 1401/7/7 | ساعت: 15:50
چند روزی هستش که مریضم و توی خانه خوابیدم. نصف ساعت را خواب بودم و بقیه اش هم حالم خوب نبود که توان کاری را داشته باشم . اما از دیروز بهتر شدم یعنی تقریبا مریضی را پشت سر گذاشتم و الان توی خانه بی کار شدم . دارم با خودم فکر می کنم توی زمان بازنشستگی چی کار کنم . من که نمی توانم این همه ساعت توی خانه...
تولد
◷
تاریخ انتشار: 1401/7/7 | ساعت: 15:50
دو روز دیگه تولدشه . توی دلم یک جوری دلسرد و بی حوصله هستم که هیچ چیزی برام فرق نمی کنه .نسبت به کل زندگی بی تفاوت شدم می دانم خیلی بده اما همه اش نتیجه برخوردهایی که دیدم دیگه خسته شدم و بی خیال تلاش کردن شدم . به زور نمی شه خودت را به دیگران بچسبونی . نوشته شده توسط Shapark در سی ام تیر ۱۴۰۱ | Ad...
شاپرکم . تولدت مبارک
◷
تاریخ انتشار: 1401/1/30 | ساعت: 10:16
شاپرک عزیزم ، تولدت, مبارک, سنگ صبور من ، گوش شنوای من ، چه خوبه که هستی . هر وقت خیلی خوشحالم یا خیلی درد دارم میام پیش تو . عزیزکم سال نوت مبارک . امیدوارم که امسال سال بسیار خوبی برای همه باشه . نوشته شده توسط Shapark در یکم فروردین ۱۴۰۱ | Adblock test (Why?)
َشروع دوباره کار
◷
تاریخ انتشار: 1401/1/30 | ساعت: 10:16
امروز روز دومه که امدم سرکار . باز یک سال دیگه شروع شد و امیدوارم که سال خیلی خوبی برای همه باشه .دارم به کارهای انجام نشده سال قبل رسیدگی می کنم . یک قسمتی اش انجام شده و هنوز کلی شون مانده . نوشته شده توسط Shapark در هفتم فروردین ۱۴۰۱ | Adblock test (Why?)
آدم ها عجیبن
◷
تاریخ انتشار: 1401/1/30 | ساعت: 10:16
آدم ها عجیبن, ، فکر می کنن هر وقت هر جور تصمیم بگیرن بقیه هم باید باهاشون هماهنگ بشن . بیشتر از یک سال هستش که منو گذاشته و رفته و حالا باز فیلش یاد هندستون کرده ، با این تفاوت که اینبار می گه می دانم از دستم دلگیری ، می دانم ناراحتت کردم ، می دانم بی انصاف بودم .اما فکر می کنه این دانستن ها و اعترا...
من خیلی وقته که با تو خداحافظی کردم.
◷
تاریخ انتشار: 1400/11/30 | ساعت: 13:54
یک جایی شنیده بودم که وقتی خواب کسی را می بینی یعنی اون نفر داره به تو فکر می کنه . چند هفته است که شبا پشت سر هم خوابش را می بینم . نمی دانم چرا انقدر می یاد توی خوابم . سعی می کنم اصلا بهش فکر نکنم . این روزها درسته که به سختی می گذره ، اما برای خودم هم جالبه که بعضی مواقع که یادش می افتم می بینم...
شب یلدا
◷
تاریخ انتشار: 1400/11/30 | ساعت: 13:54
دیشب شب یلدا بود . از سر کار رفتم خانه و قرار نبود دیشب بچه ها درو هم جمع بشن . اما من دیروز توی یک ترافیک دو ساعته موندم . با خودم فکر کردم مردم دارن چی کار می کنن . برای چی همه با هم ریختن بیرون . بابا فرقش فقط یک دقیقه است . این چه وضعیه .بعد با خودم فکر کردم شاید آدم ها دنبال بهانه هستن که یک ش...
گذشته ها
◷
تاریخ انتشار: 1400/11/11 | ساعت: 13:06
بعضی وقتا گذشت زمان کمک میکنه که یک سری چیزها به فراموشی سپرده بشن . تقریبا یکسال از اخرین دیدارمون گذشته و شاید نزدیک چند ماه که اصلا با هم تماس نداشتیم . دیگه برعکس هر بار من اشتیاقی برای ادامه دادن ندارم و خوب تکلیف اون هم که مشخصه ، از توی اخرین حرفاش میشد فهمید که خیلی وقته این رابطه براش تمام...
شاپرکم گوش کن
◷
تاریخ انتشار: 1399/8/30 | ساعت: 1:06
چند وقته که می خواهم بیام با شاپرکم حرف بزنم . شاپرک شده همدم من . همه ناگفته هام رو باهاش در میان می گذارم . شاپرکم گفتم که باز برگشت و خواست منو ببینه . خواست پیشش باشم و از دلتنگی هاش گفت .&nb
پائیز
◷
تاریخ انتشار: 1399/8/30 | ساعت: 1:06
بازم پائیز شد .بعضی روزها نزدیک های ظهر دلم یک عشق می خواهد که بهم زنگ بزنه بگه بیا بریم بیرون ، بعد با هم بریم توی یک رستوران دنج و خلوت ، بشینیم با هم حرف بزنیم و ناهار بخوریم در حالی که یک موسیقی آ