انتخاب دوست
امشب داشتم توی دو تا دنیای موازی زندگی می کردم.داشتم با یک نفر آشنا می شدم و می خواستم قبل از اینکه قضیه جدی بشه پرونده قبلی ام رو برای همیشه ببندم ، هر چند که بیشتر از 10 ماه هستش که هیچ ارتباطی نداشتیم اما من توی فکرم بهش متعهد بودم .باید تمامش می کرد . کردم . و شاید یک شروع جدید . نمی دانم شاید ش...
فکر کنم تنهایی تقدیر منه
دارم سعی میکنم با همه وجودم گذشته رو پشت سر بگذارم ، میخواستم یک دوست تازه پیدا کنم ، اما نتوانستم ، دلم نخواست بیشتر از این به خودم دروغ بگم ، بخاطر همین اعلام کردم که نمیتوانم به این دوستی ادامه بدم ، نمیتوانستم جسمم رو در اختیارش قرار بدم ، بخاطر همین تمامش کردم و بهش گفتم که نمیتوانم ادامه بدم ....
دلنوشته برای شاپرکم
دلم می خواست بتوانم با یک چشم دیگه به دنیا نگاه کنم. دلم می خواست یکی کاملا متعلق به من بود . نمی دانم شاید بعضی ها بخاطر این بچه دار می شن چون دقیقا یک تیکه از وجود خودشونه ، می توانن بزرگش کنن، بهش زندگی بدن، عاشقش باشن و بهترین لحظه های عمرشون را با اونا تقسیم کنن و همیشه خوشحال و راضی از اینکه ی...
جدید روز سال ۱۴۰۴
سلام شاپرکم . میدونی که این زوزها حال هیچ کس خوب نیست . اما خوب دلم میخواست بیام پیشت و باهات حرفای اخر سالی بزنم .واقعا این چند ماه رو نباید به سن ما اضافه کنن . چون حتی خودمون هم نفهمیدیم چطوزی گذشت . در هر حال . سال ۱۴۰۴ با هنه اتفاقهای جور واجورش تمام شده و ساعت های آخرش نزدیک‌میشه .من با هزار ت...
تولدت مبارک شاپرکم .
شاپرکم تولدت مبارک . هر دومون یک سال دیگه بزرگ شدیم . خوبه که من تو رو دارم .مونس و همدمم بودی و هستی . آرزو میکنم سال جدید برای همه خیر و برکت به همراه داشته باشه . ما حقمون که یک زندگی شاد توام با آسایش داشته باشیم . امیدوارم امسال همه مون حسش کنیم . سال نو مبارک شاپرکم . تولد هر دوی ما هم‌مبارک ....
از جنگ متنفرم
از جنگ متنفرم . این روزها حال و هوای عجیبی دارم . خسته ام ، بهم ریخته ام ، نمیدونم شایدم هم دیگه افسرده ام . نگران عزیزانم هستم ، نگران همه کسایی که میشناختم ، ازشون بیخبرم نمیتونم ازشون خبری بگیرم . بعضی وقتادفکر میکنم‌کسی که تو رو فراموش کرده باید فراموشش کنی . اما کاشکی میتوانستم . اما تو روزای ح...
این روزا...
این روزا هیچکس دل دماغی براش نمونده با این‌اوضاع نابسامان و گرونی شدید ، هر کسی سرش به زندگی خودشه تا بتونه این روزها ر پشت سر بگذاره .با وضعیت اینترنت حتی دیگه به راحتی نمیشه به وبلاگ سر زد. اصلا نمیفهمم این روزا خسته ام یا نا امید . دارم سعی میکنم بگذرونم اما خوب بعضی وقتا کم‌میارم . امروز هم که خ...
متعجبم
امروز بی خیال از همه جا و خالی از هر انتظاری تلفنم زنگ زد . نمی دونم بعد از چند وقت ، خودش بود حالم رو پرسید و انگار نه انگار که این همه وقته که نیست و به پیام های من جواب نداده و تماسی با من نداشته . خواست امشب همدیگر رو ببینیم . نمی دونستم چی بگم . نمی دونستم باید چی کار کنم . چقدر سخته که تو هنوز...
برگشت
من رفتم دیدمش . خودم میدونم شاید بهتر بود که نمیرفتم . اما میخواستم به سوال های که برام بود و جوابی براش نداشتم جواب پیدا کنم . قراری نگذاشتیم که بخوایم باهم باشیم یا ادامه بدیم . یک کم با هم حرف زدیم . از همه اتفاق های که براش افتاده بود . من از انتطارتم گفتم اون از مشکلاتش . میدونی فکر میکنم حالا ...
روزهای سر در گم
این روز ها نمی دانم چه جوری دارن می گذرن . یک جوری خسته ام . یک جوری شنبه به آخر هفته می رسه و هفته تمام می شه . نمی دانم خوشحالم از اینکه داره هفته ها می گذره یا نه ؟ خودم دیگه نمی دانم واقعا دنبال چی هستم.هیچ وقت فکر نمی کردم این روزهام اینطوری بگذرن . سرد و بی روح ، بدون هیچ انگیزه ای .تازه خبرای...
نور شمع و بوی عود
الان نشستم تو اتاقم دو تا شمع روشن کردم . نمی دانم چرا جدیداً انقدر علاقه پیدا کردم که شمع روشن کنم . یک جوری ارامم می کنه . یک جوری از نورش لذت می برم . حال و هوام رو خوب می کنه.یک جوری بوی عود حالم رو خوب می کنه .برای اولیه بار تصمیم گرفتم عود روشن کنم. اما نمی دانم چرا عود من خوب دود نمی کنه. فکر...
باید قوی باشم.
خودم امروز دیگه انتخاب نهایی ام رو کردم و خداحافظی کرد.دیگه واقعا بسه. چقدر به خودم دلگرمی الکی بدم . باید تمامش میکردم . خسته شدم . از این همه تنهایی خسته شدم . اما نمیخوام نقش آویزون بودن را در زندگی کسی بازی کنم.باید از امروز قوی تر باشم و دیگه باهاش تماس نگیرم. دیگه مسیج ندم و نوشته شده توسط Sha...
پیش به سوی آینده ای قشنگ .
دارم برای خودم یک زندگی جدید رو نقش می بندم . می خواهم یک سری کارهایی رو بکنم که تا الان جرات انجامش را نداشتم . می خواهم مستقل بشم و دارم زمینه هاش رو آماده می کنم . امیدوارم از پسش بر بیام .چون اینبار هم تنهام و باید خودم به تنهایی انجامش بدم . پیش به سوی آینده ای قشنگ تر . نوشته شده توسط Shapark ...
امشب باز دلم برای خودم سوخت
امشب در اوج نا امیدی داره می نویسم . توی دلم انگار دارن رخت میشورن .همیشه سعی کرده بودم حال خودم را به رفتار ادمها وصل نکنم که با بهم ریختن و رفتنشون حالم بد بشه .امشب حالم خیلی بده . برای خودم دلم خیلی سوخت .چقدر برای اینکه دوست داشته بشم و بخوام باهام حرف بزن ، خودم رو کوچیک کردم و غرورم را زیر پا...
امشب باز ربم برای خودم سوخت
امشب در اوج نا امیدی داره می نویسم . توی دلم انگار دارن رخت میشورن .همیشه سعی کرده بودم حال خودم را به رفتار ادمها وصل نکنم که با بهم ریختن و رفتنشون حالم بد بشه .امشب حالم خیلی بده . برای خودم دلم خیلی سوخت .چقدر برای اینکه دوست داشته بشم و بخوام باهام حرف بزن ، خودم رو کوچیک کردمو غرورم را زیر پا ...
دلم برای خودم می سوزه
بعضی وقتا قبول کردن بعضی چیزها خیلی دردناکه. اینکه بپذیری و قبول کنی که خیلی از کارها و چیزها بر طبق خواسته تو پیش نمی ره.اما خیلی سخت و دردناکه . می دانی شاپرکم من کاری به کار هیچکس نداشتم. خودشون را به زور وارد زندگی آدم می کنن و هر وقت که دلشون بخواهد بدون هیچ توضیحی سرشون را می اندازن پایین و می...
دلم یک دوست می خواد
دارم با تمام توانم روی خودم کار می کنم . باید سعی کنم این روزها را پشت سر بگذارم . دفعه قبل که موفق بودم و توانستم فراموش کنم و یاد بگیرم بدون اون زندگی کنم . انقدر جدی این رو باور کردم که حتی وقتی خودش خواست برگرد من نتوانستم قبولش کنم و نپذیرفتمش .می دانم این بار هم موفق می شم . می دانی چی کار میک...
تنهایی من هیچ وقت تمام نمی شه
امشب بد جوری قاطی کردم ، همه چی داره آوار می شه روی سرم ، از اول صبح حالم بده ، انگار دارن توی دلم رخت می شورن . می دانم چمه، دیشب اشتباه کردم و موقع قدم زدن رفتم سمت محل کارش ، در حال مکالمه با تلفن همراهش دیدم ، معلوم بود داره با کسی حرف می زنه که نمی خواهد بقیه متوجه بشن و با توجه به نوع مکالمه ا...
من زندگی رو دوست دارم.
چند روزه بد جوری با خودم دارم کلنجار می رم ، هر گوشه دلم یک خبری هست . یک سری برنامه برای خودم داشتم که متاسفانه فعلا بعضی هاشون را باید حذف کنم. بخاطر همین یکم زندگی ام قاطی پاطی شده. بخاطر همین دائم دارم فکر می کنم.می خوام یک مسیر درست را انتخاب کنم . میخواهم با اطمینان قدم بعدی ام را بردارم .نمی ...
روزهای عحیب
این روزها بد جوری همه چی قاطی شده ، نگرانم ، مضطربم ، فکرم مشغوله و اصلا نمی دانم قراره چی کار کنم . همیشه فکر می کردم برنامه های برای شروع دارم و راستش الان یک حس ترس از شکست توی وجودم رخنه کرده و نمی دانم دارم به کدام سمت می رم.انگار با چشم های بسته باید یک راهی رو که نمی شناسم برم . امیدوارم کم ن...