تکرار عاشقی
این روزها بازم عاشقم . اونی که بدون هیچ دلیلی ترکم کرد دوباره برگشته . برگشته اما مجازی . چون فکر میکنه که نمی خواهد با تکرار دیدارها و قرارها زندگی اش دستخوش تغییرات بشه و فکر و اعصابش به هم بریزه .
هنر زندگی کردن
دلم می خواهد زندگی کنم . اونجوری که بتوانم هر کاری رو که آرزوش رو داشتم انجام بدم . نترسم از هیچی و هیچکس . دلم می خواهد به آرزوهای کوچکی که ممکنه خیلی هم برام شادی آور باشه جامه عمل بپوشونم و نترسم از قضاوت دیگران . دلم می خواهد این پوسته دورم را پاره کنم . فارغ از همه چی پرواز کنم . بی خیال اطرافی...
احساس بدبختی
سخته که دوستت که فکر می کنی عاشقش هستی و اونم عاشق توه . بهت بگه که وقتی که با تو بوده با کسای دیگر هم بود و اتفاقا از اون رابطه ها خیلی لذت می برده . برات تعریف کنه که از بعداز ظهر که با هم قرار داشت
خسته ام
دارم سعی می کنم با خودم کنار بیام . دارم سعی می کنم فراموش کنم . با خودم می گم مگه دنیا چند روزه که من بخواهم انقدر خودم را اذیت کنم . بی خیال که کی داره چی کار میکنه ؟ اما واقعیتش اینکه ته دلم چرکینه . و خسته ام . خیلی خسته ام .
من با خودم چند، چندم؟
خیلی بده که آدم خودش با خودش تکلیفش مشخص نباشه . یعنی ندونه با خودش چند، چنده؟می دانی بعضی وقتها فکر می کنم توی زندگی خیلی چیزا رو ندیده گرفتم و ازشون گذشتم . خیلی کارها می توانستم بکنم و نکردم . خیلی
سلام سال جدید
سلام سال جدید امسال شروع شد . برعکس هر سال که همون روز اول فرودین پست می گذارم امسال موفق نشدم و بعدش هم درگیر دید و بازدید عید شدم و اصلا موقعیتی فراهم نشد تا بتوانم بیام پیش شاپرکم و باهاش درد و دل
تولدم رو تبریک گفت
قبل از شروع سال نگران این بودم که یادش هست تولد منه . یا به خودش زحمت می ده که بررسی از مرجع تولدم طبق کپی رایت رو بررسی از مرجع تبریک طبق کپی رایت بگه . بررسی از مرجع تبریک طبق کپی رایت گفت . توی چند تا جمله ساده و بی روح . اما باز هم تبریک گفت و من هم سعی کردم مثل خودش با همان ک
تغییر
این روزها ازخودم هم فرار میکنم . چند وقتی حتی یک کلمه هم ننوشتم و شاپرکم رو تنها گذاشتم . انقدر که داغون بودم . هر چقدر تلاش میکنی که زندگی آرام تر و بی دردسر تر جلو بره کمتر موفق میشی . انگار همیشه
یک دوست میخوام
این روزها انقدر غمگینم و تنها که دیگه خودم از دست خودم خسته شدم . بعضی وقتا انقدر دست و دلت بسته است که هیچکاری برای خودت نمیتوانی بکنی . از هر طرف فشار و درد . نمیدانم چزا بعضی وقتا کارای ادم جور نمیشه . همه اش یک جاش میلنگه . کسایی که دوستشون داری فراموشت کردن و به فکر زندگی خودشون هستن . دشمنات ت...
دیگه حتی منتظر هم نیستم .
این روز ها به درجه ای از نامیدی رسیدم که حتی دیگه بررسی از مرجع منتظر طبق کپی رایت هم بررسی از مرجع نیستم طبق کپی رایت . همه چی برام تمام شده . کسی رو که یکروز فکر می کردم همه کسم هستش و بدون اون روزگارم نمیگذره دیگه حتی بهش فکر نمی کنم . هر وقت هم که یک
دوست داشتن
چقدر خوبه که آدم ها سعی کنن بدون هیچ چشم داشتی همدیگر رو دوست داشته باشن
من خوشحالم
این روزها خیلی بررسی از مرجع خوشحالم طبق کپی رایت . شاید باید برای همه چی همیشه اصرار کرد . وقتی یک چیزی برات ارزش داره و نمی توانی ازش دست بکشی پس باید براش بجنگی . من جنگیدم با همه تلخ کامی ها و تحقیر شدن ها با همه پس زده شدن ها جنگیدم و بالاخره موفق شدم . موفق شدم . من نمی توانستم و نمی خواستم عش...
پنجمم آبان یک هزار و سیصت و نود و هفت
پنجم آبان یک هزار و سیصد و نود و هفت دوباره دلم تپید . شروع شد . بالاخره بهم جواب داد و قبول کرد که ادامه بدیم . نمی خواهم این روز رو فراموش کنم . بخاطر همین به شاپرکم می سپرمش . دوستت دارم عزیز دلم . برام برای همیشه بمون . جز تو هیچ چیز دیگه ای نمی خواهم .
من عاشم . عاشق
این روزها خوشحالم . اما نمی دانم باید خوشحال باشم یا نه ؟ نمی دانم بازم موقتی هستش یا نه قراره واقعا این رابطه ادامه داشته باشه. می دانی سخته از کسی که 20 سال عاشقش بودی و باهاش وقت گذروندی دل بکنی . هیچ جوری نمی شه من خیلی سعی کردم اما نشد . برای برگشت پیشش هم خیلی تلاش کردم . دلم می خواهد الان خوش...
انتظار
چرا ما باید در طول زندگی مون انتقدر بررسی از مرجع انتظار طبق کپی رایت بکشیم ؟ همیشه برای یک چیزی ، یک کسی ، یک کاری باید منتظر باشیم؟ خوب چرا ؟ چرا هر وقت که دوست داریم به انچیزی که می خواهیم نمی رسیم .بعضی وقتها انقدر بررسی از مرجع انتظار طبق کپی رایت می کشیم که طمع خوش رسیدن رو از دست می دیم . وقت...
وقتی سر دو راهی می مانی.
وقتی نمی توانی تصمیم بگیری و هی دنبال بهانه های مختلف می گردی تا خودت رو یک جوری قانع کنی که راه درست اینه اما بعدش زود پشیمان می شی، چاره کار چیه ؟باید چی کار کنی ؟ چه جوری تصمیم بگیری ؟ مثل زمان بچگی یک گل بگیرم دستم و گلبرگ هاش رو بکنم بینم اخرین گلبرگ چی می گیه؟خیلی گیج شدم . فکر می کنم هر چقدر ...
فکر این روزهام
بعضی وقت ها فکر می کنم برای شروع خیلی دیر شده . نباید خودم رو گول بزنم و به همین زندگی بسنده کنم . اما بعضی وقتها هم می گم نه . حتی اگه یک روز از زندگی ات مانده تو تلاشت رو بکن . سعی کن به اون چیزی که می خواهی برسی . سعی کن از زندگی لذت ببری . حالا نمی دانم کدامش درسته؟ + نوشته شده در هفدهم دی ۱۳۹۶س...
...
می دانی اینکه بعضی وقتا حقت رو بخورن چون ببین صدات در نمی آید خیلی بد و بی انصافیه . نمی دانم جواب این ناحقی ها را کی می خوان پس بدن. شاید اگر هم یک روزی جوابش رو بگیرن دیگه دردی از من من دوا نمی کنه . دیگه زخم هایی که به من خورده التیام پیدا نمی کنه . نمی دانم واقعا اینها انصافه . یا می شه عدل الهی...
سلام دوباره
سلام به بهار سلام دوباره به خودم . اینجا فقط مال منه . هیچ کس به اینجا سر نمی زنه . خودم هم چند وقته نیامدم . اما دلم اینجا بود . دلم می خواست بیام و درد و دل کنم . این روزها دلم و فکرم بدجوری قاطی کرده . کاشکی دوست داشتن و دوست داشته شدن ساده تر از این حرف ها بود . کاشکی می شد عاشق شد اما بدون درد
روزهای تلخ
روزای گیچی رو پشت سر می گذارم و البته نتیجه تصمیمات خودمه . درست و غلط ، نمی دانم . اما اصرار دارم که این تصمیم آخرم باشه و تصمیم دیگه ای نگیرم . دوست داشته شدن موهبت خیلی زیبا و قشنگیه ولی نمی دانم چرا من به خودم حرام می کنم . دیگه نمی خوام بهش فکر کنم چون فقط خسته ام می کنه و ناامید . می خواهم ای