شاپرک خانم

متن مرتبط با «روزهای بد به در» در سایت شاپرک خانم نوشته شده است

روزهای سر در گم

  • نیلوبلاگ

    این روز ها نمی دانم چه جوری دارن می گذرن . یک جوری خسته ام . یک جوری شنبه به آخر هفته می رسه و هفته تمام می شه . نمی دانم خوشحالم از اینکه داره هفته ها می گذره یا نه ؟ خودم دیگه نمی دانم واقعا دنبال چی هستم.هیچ وقت فکر نمی کردم این روزهام اینطوری بگذرن . سرد و بی روح ، بدون هیچ انگیزه ای .تازه خبرای بدی هم پشت سر هم می یاد . خبرای که برای حل کردنشون باید کلی زحمت کشید . و من مطمئن هستم بعضی وقتا بعضی از خرابی ها رو هیچ جوره نمی شه درست کرد .می خواهم برای یک مدت گم و گور بشم . دلم می خواهد برم یک...

    ادامه مطلب
  • پیش به سوی آینده ای قشنگ .

  • نیلوبلاگ

    دارم برای خودم یک زندگی جدید رو نقش می بندم . می خواهم یک سری کارهایی رو بکنم که تا الان جرات انجامش را نداشتم . می خواهم مستقل بشم و دارم زمینه هاش رو آماده می کنم . امیدوارم از پسش بر بیام .چون اینبار هم تنهام و باید خودم به تنهایی انجامش بدم . پیش به سوی آینده ای قشنگ تر . نوشته شده توسط Shapark در چهارم مرداد ۱۴۰۳ | بخوانید...

    ادامه مطلب
  • روزهای عحیب

  • نیلوبلاگ

    این روزها بد جوری همه چی قاطی شده ، نگرانم ، مضطربم ، فکرم مشغوله و اصلا نمی دانم قراره چی کار کنم . همیشه فکر می کردم برنامه های برای شروع دارم و راستش الان یک حس ترس از شکست توی وجودم رخنه کرده و نمی دانم دارم به کدام سمت می رم.انگار با چشم های بسته باید یک راهی رو که نمی شناسم برم . امیدوارم کم نیارم و بتوانم موفق باشم. اول از همه باید یک کم خستگی در کنم و توی همین زمان به ایده ها و فکرهام بپردازم شاید بتوانم از توی دلش یک چیز قشنگ در بیارم و بقیه عمرم را سرگرم انجامش باشم .نگرانم شاپرکم و خی...

    ادامه مطلب
  • در حال بستن یک فصل از زندگی ام .

  • نیلوبلاگ

    این روزها دارم سعی می کنم یک فصل از زندگی را به طور کامل ببندم و وارد دوره جدیدی بشم . یکم توی دلم دلشوره دارم و بعضی وقتا فکر می کنم نکنه دارم اشتباه می کنم ، شاید هنوز وقتش نشده ، باید ادامه بدم . اما از طرفی هم خودم را دلداری می دم که بسه دیگه اینهمه کار کردی ، بگذار این دوران تمام بشه ، بیا برو بقیه روزهای زندگی ات را یک جور دیگه تجربه کن . شاید من توی این سال ها یاد نگرفتم که جور دیگه هم می شه زندگی کرد . دارم سعی می کنم فقط به همه کارهام برسم و پرونده کارهام را ببندم و وارد مرحله جدید زندگ...

    ادامه مطلب
  • فقط منتظرم و به گذشت زمان نگاه می کنم

  • نیلوبلاگ

    این روزها فقط کارهای عادی روزانه را می کنم و سعی می کنم به هیچ چی فکر نکنم ، دیگه کاملا بی حس شدم . دیگه حتی دلم نمی خواهد به گذشته فکر کنم. چون هر چقدر که می گذرم کمتر می توانم بفهم که چرا وجود من اینطوریه . چرا همه در اول راه خودشون را به آب و اتیش می زنن که من بهشون توجه کنم ، بعد که من بهشون توجه می کنم و محبتشون را پاسخ می دم ، می گذارن و میرن . همه هم معتقدن که تو خیلی مهربونی تو خیلی خوبی ... فکر کنم بیشتر از ظرفیتشون تحویلشون می گیرم . عادت ندارم دورغ بگم و همیشه صادقم . نمی دانم این رو...

    ادامه مطلب
  • از پیله در آمدن

  • نیلوبلاگ

    یک چند روزی قرار از همه چی دور بشم . می خواهم بدون هیچ فکر و خیالی خودم را بسپارم به سرنوشت . می خواهم رها باشم .می دانی از اینکه دوست داشته باشم و کسی دوستم نداشته باشه خسته شدم . نمی توانم بفهمم مشکل کجاست ؟ اما خسته ام . می خواهم توی این ده روز پیش رو حسابی پوست بندازم و عوض بشم .شاید هم می خواهم مثل شاپرکم سر از پیله در بیارم و بزرگ بشم. نوشته شده توسط Shapark در هفدهم شهریور ۱۴۰۲ | بخوانید...

    ادامه مطلب
  • روزهای عجیب

  • نیلوبلاگ

    این روزها هیچ چیزی ننوشتم . نمیتوانم بفهمم کجای کارم دیگه بی خیال شدم . فقط میخوام این روزها بگذره. نوشته شده توسط Shapark در هفتم شهریور ۱۴۰۲ | بخوانید...

    ادامه مطلب
  • تمام شد ، اما درد دارم.

  • نیلوبلاگ

    دلم نمی خواست خودم تمام کنم . از یک طرف هم دلم نمی خواست اون بگه تمام شده . بخاطر همین دیروز خودم یک نقطه گنده گذاشتم ته خط و گفتم که از نظر من این رابطه تمام شده است . وقتی که من نمی دانم کجای رابطه هستم و نمی توانم احساس یکی بودن با تو بکنم به نظر من رابطه ای وجود نداره. تمامش کردم اما خیلی درد دارم . خیلی . یک جورای خسته ام و دل شکسته . می دانی با توجه به اینکه می خواستم امسال را متفاوت باشم و با یک دید دیگه دنیا را ببینم ، اما باز نشد . باز همه دارن دست به دست هم می دن تا منو ببرن به گوشه خل...

    ادامه مطلب
  • درد نگفتن.

  • نیلوبلاگ

    دارم روی خودم کار می کنم که بتوانم اتفاقات این چند ماه را پشت سر بگذارم و از روشون بگذرم . می خواهم یک کاری کنم که درد جدا شدن و تنهایی ام هر چه زودتر تمام بشه . خسته ام . خیلی خسته . کاشکی یک شانه ای بود که می توانستم سرم را بگذارم روش و یک دستی بود که منو نوازش می کرد، شاید اونطوری راحتتر می شد همه چی را پشت سر گذاشت . به نظر من بدترین چیزی که ممکنه برای آدم اتفاق بیفته اینکه یک رازی داشته باشی که نتوانی با کسی در میان بگذاری . و فقط خودت باهاش کلنجار بری . حرف زدن با بقیه کمک می کنه حال آدم ب...

    ادامه مطلب
  • روزهای سال لطفا زودتر تمام بشید .

  • نیلوبلاگ

    بعضی وقتا دلم می خواهد تاریخ بگذره . روزها و هفته ها پشت سر هم بیاد و بره و دلم می خواهد تابستان تمام بشه . دلم می خواهد این روزها تمام بشه . چرا زندگی انقدر تکراری شده و هیچ اتفاقی هیجان انگیزی توی زندگی من رقم نمی خوره . نوشته شده توسط Shapark در بیست و چهارم تیر ۱۴۰۲ | بخوانید...

    ادامه مطلب
  • از انتظار بدم میاد

  • نیلوبلاگ

    انتظار خیلی بده . ازش متنفرم . خیلی دارم با خودم کلنجار میرم ، اما خسته شدم .xa0کاشکی فکر کردن یک دکمه داشت که میشد خاموشش کرد . خسته شدم از بس که فکر کردم و به خودم امید دادم .xa0...

    ادامه مطلب
  • لعنت به انتظار

  • نیلوبلاگ

    انتظار همیشه سخت ترین کاره. توی انتظار پیر می شی . خسته می شی ، مایوس می شی .ما آدم ها هیچ وقت قدر هم رو نمی دانیم . تا زمانی که برای همیشه اون کس رو از دست بدیم .می دانی بعضی وقتا فکر میکنم خوب بودن ...

    ادامه مطلب
  • چه روزهای سختی

  • نیلوبلاگ

    دارم خیلی تلاش می کنم . همه زور خودم را دارم می زنم که بالاخره بتوانم تمامش کنم . کم آوردم اما چاره ایی نیست .پافشاری بیشتر شاید دیگه معنی نداشته باشه .فقط باید بتوانم تحمل کنم ....

    ادامه مطلب
  • نمی فهمم حالم خوبه یا بد

  • نیلوبلاگ

    می دانستم نمی توانه تحمل کنه . می دانستم می توانم برش گردونم . اما نمی دانم حالم خوبه یا بد. جنگیدن برای به دست آوردن همیشه آدم را خسته می کنه . بعدش که به نتیجه می رسی دیگه توانی نداری .حال این روزهای من این شکلیه....

    ادامه مطلب
  • چقدر ...

  • نیلوبلاگ

    چقدر بده که تو اولین نفری باشی که بشه از زندگی حذفت کنن . چقدر بده که جایگاه ات توی زندگی کسی که تمام عمر عاشقش بودی و دوستش داشتی انقدر دم دست و بی ارزش باشه .چقدر غمگینم .چقدر خسته ام .چقدر بی حوصله ام .چقدر تنهام .xa0...

    ادامه مطلب
  • درگیری دل و عقل

  • نیلوبلاگ

    یعنی دوباره داره اتفاق می افته . یعنی قراره چی بشه ؟ خیلی مرددم و می ترسم . نمی دانم به این خواسته جواب مثبت بدم یا نه ؟ می خواهد باهام قرار بگذاره که با هم حرف بزنیم . یعنی چی می شه؟ ما قرار نبود که توی دنیای واقعی هم باشیم . قرار بود مجازی همدیگر رو داشته باشیم . حالا با شک و تردید میxa0 خواهد همدیگر رو ببینیم .نمی دانم واقعاً باید قبول کنم یا نه ؟دلم می گه قبول کن ولی عقلم هی می خواهد مانع بشه....

    ادامه مطلب
  • احساس بدبختی

  • نیلوبلاگ

    سخته که دوستت که فکر می کنی عاشقش هستی و اونم عاشق توه . بهت بگه که وقتی که با تو بوده با کسای دیگر هم بود و اتفاقا از اون رابطه ها خیلی لذت می برده . برات تعریف کنه که از بعداز ظهر که با هم قرار داشت...

    ادامه مطلب
  • روزهای تلخ

  • نیلوبلاگ

    روزای گیچی رو پشت سر می گذارم و البته نتیجه تصمیمات خودمه .xa0 درست و غلط ، نمی دانم . اما اصرار دارم که این تصمیم آخرم باشه و تصمیم دیگه ای نگیرم . دوست داشته شدن موهبت خیلی زیبا و قشنگیه ولی نمی دانم چرا من به خودم حرام می کنم . دیگه نمی خوام بهش فکر کنم چون فقط خسته ام می کنه و ناامید . می خواهم ای...

    ادامه مطلب
  • انتظار چیز بدیست.

  • نیلوبلاگ

    منتظرم . خیلی منتظرم این بار دلم می خواهد یک نشانه ای برام بفرسته . به خودم قول دادم که اینبار بد اخلاقی نکنم . اما هیچ نشانه ای نیست . انتظار خیلی بده + نوشته شده در بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت ۲:۲۸ ب.ظ توسط Shapark | ...

    ادامه مطلب
  • زنده به گور

  • نیلوبلاگ

    چقدر راحت می توانن یک آدم رو زنده زنده خاک کنن. یکی مثل من که با تمام وجودم دوستش داشتم . همه چیزم بود.همه کسم بودم. به خاطرش از خیلی چیزها تو زندگیم گذشتم .xa0 چه راحت حسم رو نابود کرد. چه راحت من و با تمام احساس و آرزوهام زنده به گور کرد .xa0 فکر نکنم دیگه هیچ وقت زنده بشم . + نوشته شده در ششم مرداد ۱۳۹۶ساعت ۲:۵۲ ب.ظ توسط Shapark | ...

    ادامه مطلب