
هیچ وقت فکر نمی کردم که اگه روزی ازم بخواهدکه با هم باشیم و برم ببینمش مخالفت کنم . اما الان بعد از پشت سر گذاشتن همه اتفاق ها ، دیگه دلم نمی خواهد باهاش وقت بگذرونم و ببینمش . فکر می کنم هیچ حرف ویا احساس مشترکی بینمون نیست .اون دلش الان همراهی منو می خواهد . اما من خوب می دانم که دیگه براش همراه خوبی نمیشم . چون تو زمانی که بودم براش سنگ تمام گذاشتم و با همه احساس و قلبم کنارش بودم اما اون نفهمید . الان دیگه خلیی وقته که با رفتارهای که با من کرده احساسم در موردش خشک شده و سرد شده .دیگه دلم نمی...
ادامه مطلب
سخته که دوستت که فکر می کنی عاشقش هستی و اونم عاشق توه . بهت بگه که وقتی که با تو بوده با کسای دیگر هم بود و اتفاقا از اون رابطه ها خیلی لذت می برده . برات تعریف کنه که از بعداز ظهر که با هم قرار داشت...
ادامه مطلب