
چند روزه بد جوری با خودم دارم کلنجار می رم ، هر گوشه دلم یک خبری هست . یک سری برنامه برای خودم داشتم که متاسفانه فعلا بعضی هاشون را باید حذف کنم. بخاطر همین یکم زندگی ام قاطی پاطی شده. بخاطر همین دائم دارم فکر می کنم.می خوام یک مسیر درست را انتخاب کنم . میخواهم با اطمینان قدم بعدی ام را بردارم .نمی دانم چقدر موفق میشم . اما حس تولی دلم بد جوری داره داغونم میکنه .توی روزهای گذشته یک سری دوستی ها را خودم برای اولین بار به طور کامل قطع کردم . انقدر مصمم بودم که تمام چت های واتس اپ رو هم در جا پاک ک...
ادامه مطلب
دیدید یک زمانی سعی می کنی خودت رو گول بزنی و منتظر یک معجزه می مانی . یکی رو از دست می دی ولی با خودت هی می گی نه شاید اشتباه شده باشه . شاید خبر بدن که این اتفاق نیفتاده . حال این روزهای من هم همینه . با این که می دانم همه چی تمام شده ، اما انگار منتظر معجزه هستم . نمی دانم این رو میشه جزء خصلت های خوب آدم ها دسته بندی کرد یا جزء خصلت های بد . در هر حال که خیلی خسته ام . خسته از نخواستن ها و دیده نشدن ها . همیشه پیش خودم فکر می کردم آدم خاصی هستم ، آدم دوست داشتنی و همه به خاطر اخلاق و روحیاتم ...
ادامه مطلب
دلم نمی خواست خودم تمام کنم . از یک طرف هم دلم نمی خواست اون بگه تمام شده . بخاطر همین دیروز خودم یک نقطه گنده گذاشتم ته خط و گفتم که از نظر من این رابطه تمام شده است . وقتی که من نمی دانم کجای رابطه هستم و نمی توانم احساس یکی بودن با تو بکنم به نظر من رابطه ای وجود نداره. تمامش کردم اما خیلی درد دارم . خیلی . یک جورای خسته ام و دل شکسته . می دانی با توجه به اینکه می خواستم امسال را متفاوت باشم و با یک دید دیگه دنیا را ببینم ، اما باز نشد . باز همه دارن دست به دست هم می دن تا منو ببرن به گوشه خل...
ادامه مطلب
یکی از آروزهای که داشتم و دارم اینکه ، دوست دارم بنویسم ، یک داستان ، یک متن قشنگ و... دلم می خواهد بنویسم . نمی خواهم نویسندگی برم . شاید یک روز برای بچه ها کتاب نوشتم . این یکی از آرزوهای هستش که همیشه در سر دارم . نوشته شده توسط Shapark در پنجم فروردین ۱۴۰۲ | بخوانید...
ادامه مطلب
چند وقتی هست که نتوانستم بیام اینجا.اینجا مثل یک خانه امن برای من می مانه . حرف هایی که دارم و به کسی نگفتم اینجا می نویسم . از دلتنگی هام از عشقم از دلشوره هام از تنفرخلاصه از همه حس ها می نویسم .چقدر خوبه که هستی شاپرکم . حتی اگه فقط خودم بدانم که هستی هم برام کافیه . دلم نمی خواهد ادم هایی که می شناسم به تو سرک بکشن .اینجا فقط مال من و توهدوستت دارم شاپرکم...
ادامه مطلب
من دوباره شروع کردم . خوشحالم .xa0 خیلی دوستم داره . این برام خیلی جالبه . وقتی که با من حرف می زنه یا نگاهم می کنه انگار داره به یک موجود شکستنی نگاه می کنه مواظبه که یهو نشکنم . خیلی متفاوته . با من ، با خواسته های من ، با علایق من . اما نمی دانم چرا انقدر دوست دارم کنارم باشه ....
ادامه مطلب