
امشب در اوج نا امیدی داره می نویسم . توی دلم انگار دارن رخت میشورن .همیشه سعی کرده بودم حال خودم را به رفتار ادمها وصل نکنم که با بهم ریختن و رفتنشون حالم بد بشه .امشب حالم خیلی بده . برای خودم دلم خیلی سوخت .چقدر برای اینکه دوست داشته بشم و بخوام باهام حرف بزن ، خودم رو کوچیک کردم و غرورم را زیر پا گذاشتم . همیشه پیش خودم فکر میکردم عشق غرور سرش نمیشه اگه دوستش داری یا عاشقشی باید بگی و گفتم و فایده ای نداشت .دیگه میخوام دور هر چی دوست داشتن و عاشق شدن هست خط بکشم . برای من اینا حرومن .امشب باز...
ادامه مطلب
امشب در اوج نا امیدی داره می نویسم . توی دلم انگار دارن رخت میشورن .همیشه سعی کرده بودم حال خودم را به رفتار ادمها وصل نکنم که با بهم ریختن و رفتنشون حالم بد بشه .امشب حالم خیلی بده . برای خودم دلم خیلی سوخت .چقدر برای اینکه دوست داشته بشم و بخوام باهام حرف بزن ، خودم رو کوچیک کردمو غرورم را زیر پا گذاشتم . همیشه پیش خودم فکر میکردم عشق غرور سرش نمیشه اگه دوستش داری یا عاشقشی باید بگی وگفتم و فایده ای نداشت .دیگه میخوام دور هر چی دوست داشتن و عاشق شدن هست خط بکشم . برای من اینا حرومن .امشب باز د...
ادامه مطلب
بعضی وقتا قبول کردن بعضی چیزها خیلی دردناکه. اینکه بپذیری و قبول کنی که خیلی از کارها و چیزها بر طبق خواسته تو پیش نمی ره.اما خیلی سخت و دردناکه . می دانی شاپرکم من کاری به کار هیچکس نداشتم. خودشون را به زور وارد زندگی آدم می کنن و هر وقت که دلشون بخواهد بدون هیچ توضیحی سرشون را می اندازن پایین و میرن از زندگی ات بیرون . ولی مگه می توان منو هم ببرن بگذارن همانجایی که شروع کردیم . نه منو با کلی غم و درد تنها می گذارن بدون اینکه حتی به خودشون زحمت بدن که یک توضیحی چیزی بگن .بعضی وقتا از اینکه زندگ...
ادامه مطلب
خیلی بده که آدم خودش با خودش تکلیفش مشخص نباشه . یعنی ندونه با خودش چند، چنده؟می دانی بعضی وقتها فکر می کنم توی زندگی خیلی چیزا رو ندیده گرفتم و ازشون گذشتم . خیلی کارها می توانستم بکنم و نکردم . خیلی...
ادامه مطلب